میزبان
پاهای خسته ی تاول
دست های ساکن پینه
و راه های رفته پاشنه
و بهار ناروشن امید
و کفش هایم که بوی تعفن جورابهای دیروزم را قدم می زند
و ...
و اشتیاق نرسیده را کسی میزبان نیست.
ترانه هر کس
"هر کس به طریقی دل ما می شکند"
"بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه"
پروانه
این نیست نشان عاشقی پروانه
که زنی بر آتش شمع و بسوزی پروانه
گویی حماقت و بلاهت و خریت است این
دیگران می گویند عاشقی این است این
مامان و بابا
فکر می کنم پنج شنبه ساعت های چهار پنج بود. رفته بودم بیرون قدم بزنم.
متوجه شدم که زندگی علا رغم میل باطنی ام چقدر خوب است!
اگر من عدم بودم، چه کسی وجود این همه آدم جور وا جور را می دید و لذت
می برد؟!
خدا خیری به مامان و بابا بدهد که تلاش کردند و مرا از عدم بیرون کشیدند.
عشق و غریزه جنسی
استاد عرفان و مدیتیشن در همایش عشق و غریزه جنسی : ... عاشقی در حضور معشوق قطره قطره در حال آب شدن بود. معشوق پرسید چطور می توانی قطره قطره آب شوی؟ عاشق جواب داد ؛ من از زمانی که غریزه جنسی را شناختم یک قطره ش را هم استفاده نکردم.
یکی از حضار : استاد ما هم از زمانی که غریزه جنسی را شناختیم یک قطره ام ته ش نگذاشتیم.
مسؤلین جلسه در همین جا ختم جلسه را اعلام کردند.