تبليغاتX
اسفار بی قرار

«معشوق همیشه پا برجاست»

به­­ش گفتم: عاشقتم

گفت: باشه، بذار فکرامُ بکنم

.

.

.

چهل ساله که داره فکر میکنه

.

.

.

+ نوشته شده در سی ام مهر 1386ساعت توسط علیزاده |

فاصله

فاصله

این مجسمه پیرمرد و پیرزن مسافر را در ورودی ترمینال شهر همدان ساخته و نصب کرده­اند. می­بینید که با چه فاصله­ای از هم دارند راه می­روند. مثل همیشه مرد جلو و زن عقب.

                  فاصله

این دو مجسمه را هم در حیاط ترمینال همدان نصب کرده­اند. باز هم مرد جلوتر از زن راه می­رود. باز هم به فاصله آنها توجه کنید که نسبت به دو مجسمه قبلی چقدر کمتر شده است. هنوز خیلی کار دارد تا این فاصله از بین برود. وقتی این مجسمه­ها را دیدم خیلی لذت بردم. نمی­دانم کسی که اینها را ساخته است، فاصله اینها مد نظرش بوده است یا این خلاقیت (اشتباه سهوی) نصب کننده آنها بوده!

خلاصه اینکه این مجسمه­ها بسیار عالی واقعیت فاصله زن و مرد در جامعه ما را نشان می­دهد. دستشان درد نکند.

+ نوشته شده در بیست و پنجم مهر 1386ساعت توسط علیزاده |

دوزخ

بهشت از آن بره‌گان حضرت مسيح و گوسفندانت

من گوسفند نيستم

«نر بُزم»

+ نوشته شده در بیست و یکم مهر 1386ساعت توسط علیزاده |

کاریکلماتور

·         پست­چی عاشق نامه­های عاشقانه را زودتر به مقصد می­رساند.

·         گاهی اوقات شنیدن آواز دهل از دور هم آزار دهنده است.

·         سر میکروفن از حرف­های صد من یک غاز (قاز) او به درد آمد و سوت کشید.

·         با همان لهجه شیرینش رکیک­ترین فحش­ها را نثار طرف کرد.

·         کرم توی خیار به ریش خریدار خیار می­خندد.

·         از بس مردم­دار بود که دارایی مردم را بالا کشید.

·         آبروی رود رفتن است.

+ نوشته شده در چهاردهم مهر 1386ساعت توسط علیزاده |

توالت های کافه نادری

این توالت­ها که ایستاده توی آن می­شاشند (و اختراع کفارند) در یک کشور فرنگی نیستند. اینها توالت­های کافه نادری معروف خودمان است. عجیب است که هنوز پابرجا هستند!

زمان­های قدیم که گوشت کیلویی 10 تومان بوده است یک جایی هم بوده که آدم برود و ایستاده بشاشد. ما که رفتیم و آنها را امتحان کردیم، شما هم اگر گذرتان به آنجا افتاد بروید و امتحان کنید. (البته فقط آقایان بروند، خانم­ها بنا به دلایلی از امتحان این توالت­ها محرومند.)

+ نوشته شده در چهاردهم مهر 1386ساعت توسط علیزاده |

دختر کبریت فروش

دختر کبریت فروش قصه­ها را دیروز دیدم، جنده شده بود.

+ نوشته شده در نهم مهر 1386ساعت توسط علیزاده |

نزدیک­تر از نفس

« ...روز دیگری داشتند یک بچه شش ماه را غسل می­دادند، مادرش که آن طرف شیشه بود، دایم به غساله­ها تذکر می­داد که مواظب باشید آب توی گوشش نرود. من گریه می­کردم و فیلم می­گرفتم...»

گفت و گو با پریوش نظریه (مستندساز و بازیگر) در مورد مستند «نزدیک­تر از نفس» - مجله هفت- شماره 39

+ نوشته شده در ششم مهر 1386ساعت توسط علیزاده |