تبليغاتX
اسفار

هیچ متفکر هنجارمندی ندیدم...

+ نوشته شده در  بیست و پنجم آذر 1386ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  | 

این آگهی را بعضی وقت­ها روزنامه «اعتماد» چاپ می­کند. واقعا خوشحال شدم، بالاخره یک جایی پیدا شد که مشکلات ما را سرپایی مرتفع کند. ما که هر جا برای رفع مشکلاتمان رفتیم؛ گفتند: بخواب!

+ نوشته شده در  بیست و پنجم آذر 1386ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  | 

تاکسی و باقی قضایا

تاکسی خالی بود، در جلو را باز کردم و نشستم. چند لحظه بعد یکی در عقب را باز کرد و سوار شد. پرسید: ببخشید اتوبوس کی میاد؟! (تاکسی بغل ایستگاه اتوبوس نگه داشته بود) از روی صدایش متوجه شدم، بچه است. احتمالا دبستانی. راننده جواب داد: نمی­دونم. بعد از کمی مکث باز پرسید: تا چهار راه چند میشه؟ راننده با لبخند: شما پول نده. من هم لبخندی زدم و به راننده نگاهی انداختم، ولی برنگشتم تا بچه را ببینم. با خودم گفتم وقتی خواستم پیاده شوم، نگاهی به عقب می­اندازم. پسر بچه که متوجه شوخی راننده نشده بود، دوباره پرسید: تا چهارراه چند میشه؟ راننده هم که فهمید پسر بچه متوجه نشده است، گفت: 100 تومان. یک مرد سوار شد و تاکسی حرکت کرد. مرد گفت: بعضی آدم­های پولدار را آدم توی ایستگاه اتوبوس میبیند که تو این سرما برای اتوبوس ایستادن ولی حاضر نیستند با سواری برن. راننده: کار درست را همان­ها می­کنند! مرد گفت: مرد اونیه که به مال دنیا توجه نکند. راننده: برای دعوای بچه­هاشون سر ارث و میراث باید یک چیزی بگذارند دیگه. ماشین نگه داشت. جلوی بیمارستان یک زن میان سال سوار شد. سر درد دلش باز شد: آخه ما 700 هزار تومان از کجا بیاریم؟... دختر خواهرم پریروز تصادف کرد، دکترا میگن باید عمل بشه، میگن پول را باید الان بدین وگرنه عمل نمی­کنیم. من بیوه­ام، خواهرم هم بیوه است. ما از کجا این همه پول بیاریم؟...

آقا من پیاده می­شوم. تاکسی نگه داشت و پیاده شدم. چند قدمی که حرکت کردم متوجه شدم قرار بود پسر بچه را ببینم. سریع برگشتم. پسر بچه داشت آن طرف خیابان را نگاه می­کرد و تاکسی در حال دور شدن. فقط دیدم که کاپشن آبی پوشیده بود، نه؛ سبز بود.

+ نوشته شده در  هجدهم آذر 1386ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  | 

خانه­داری

تازه­گی­ها بیشتر به این نتیجه رسیدم که وقتی حالم خوب نیست، ظرف شستن و غذا درست کردن به خوب شدن حالم کمک می­کند. خوش به حال زنان خانه دار.

+ نوشته شده در  سیزدهم آذر 1386ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  | 

ثبت نام آغاز شد...

          

+ نوشته شده در  سیزدهم آذر 1386ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  |