تبليغاتX
اسفار

ترکیب

       

         

                   

         

                   

+ نوشته شده در  بیستم تیر 1387ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  | 

پزشکی در تاکسی

 

روز اول در تاکسی: دختری که صندلی جلو نشسته بود. رشته دندان پزشکی درس می­خواند و دندان مصنوعی مربوط به درسش هم دستش بود. راننده رو کرد به دختر و گفت: این دندون­ها را قایم کن، خوشم نمیاد ببینمشون. ادامه داد: چند وقت پیش رفتم دکتر و برایم دندون مصنَوَی (بر وزن مثنوی، منظورش مصنوعی بود) درست کرد. دکتر هم آشناست، همیشه سوارش می­کنم. این دندونی که درست کرده همش دو دهنم لق می­زنه. حالم گرفته شده... دکتر میگه درست میشه. به نظر شما راهی نداره؟ خانم دندان پزشک که فقط می­خندید! مسافر دیگری گفت: چرا اینا یک چسب دارند باید بزنی بهش، درست میشه....

روز دوم در تاکسی: راننده و مردی که جلو نشسته بود و هر دو میانسالی را رد کرده بودند، با هم صحبت می­کردند. راننده می­گفت:... آره مرد خیلی خوبی بود. خودش دیکس (منظورش دیسک بود) کمر داشت. توی اداره ما کار می­کرد. پسرش هم ناراحتی کلیه. خلاصه پسره را بردند پیش دکتر ...؛ خیلی معروفه، دستشم خوبه. می­خواستن یک کلیه دیگه رو به اون وصل کنند. دکتر میگه این یارو که میخواد کلیه بده مرض قند داره، این کلیه قند سازه به پسر شما نمی­خوره. خوب دقت کن به علوم پزشکی! دکتر میگه اگه این کلیه رو به او بدیم هم کلیه از بین میره هم پسر شما. خلاصه عمل می­کند و پسره خوب نمیشه و میمیره....

+ نوشته شده در  بیستم تیر 1387ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  | 

پیراهن من؛ من پیراهن

 

فرض کنید چند وقته دنبال یک مدل پیراهن هستید، یک دفعه لای مجله «شهروند امروز» را باز می­کنید و می­بینید که همان پیراهن بَرِ فرزاد حسنی است. واقعا حال آدم گرفته میشه! مجبور می­شوید عطای آن پیراهن را به لقایش ببخشید!...

آدم مجبور است همیشه برای خودش یاد آوری کند که این منم که به اشیا دور و برم ارزش می­دهم نه آنها به من! قلم، صندلی، زیر سیگار و... (مثلا) شاملو به خودی خود ارزشی ندارند (مثل آنها زیاد تولید شده است و گیر هم میاد) ولی چون متعلق به شخص ارزشمندی بوده­اند، ارزش­دار شده­اند و حتی به موزه هم راه پیدا می­کنند...

                                  

+ نوشته شده در  بیستم تیر 1387ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  | 

عکس

 

به طور کاملا اتفاقی مشغول ورق زدن یکی از شماره­های قبلی مجله نشنال ژئوگرافیک شدم. بسیاری از عکس­ها مسحور کننده بود! چند تا از عکس­ها را در اینجا می­گذارم تا ببینید (این هم از مزایای نبود کپی رایت!!!). عکس روی جلد مجله هم همان عکس مشهور دختر افغانی است.

 

                          

            

            

            

            

            

            

+ نوشته شده در  چهاردهم تیر 1387ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  | 

فیلم تبعید

 

دو هفته پیش فیلم «تبعید» ساخته آندری زویاگینتسف را دیدم. هنوز به این فیلم فکر می­کنم. فیلم قبلی این کارگردان به نام «بازگشت» هم شاهکار است. حتما ببینید.

 

              در مورد فیلم تبعید                               درون و بیرون تبعید

 

                              

+ نوشته شده در  چهاردهم تیر 1387ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  |