تبليغاتX
اسفار

اصول

«در واقع اینگونه نیست که دلبستگی به کم اهمیت­ترین و روزمره­ترین پدیده­ها و طرح نقطه نظر فکری مشخصی درباره آنها برای عموم مردم، در خور شأن فیلسوف نباشد. من آن را یک کار فرهنگی می­دانم.»

(به نقل از زیمل در رامستد)

*****

 داشتم از تو جعبه، نوشابه بر می­داشتم ولی گوشم به صحبت­های مغازه­دار(حسن) و مشتری (آشنا-دوست-رفیق...) بود:

-  آره اون خیلی خوب می­کشه، اصلا کشیدن آداب و اصولی داره... هر کاری قاعده و قانونی داره... اون کارش درسته، می­دونه چه­جوری و کی بکشه، خیلی خوب می­کشه...

- درسته.... رو اصول کار می­کنه....

.

.

داشتم از مغازه دور می­شدم که دو نفر مشغول حرف زدن از روبرو می­آمدند و با لباس­های مندرس از کنار من گذشتند. برای چند لحظه صحبت­های آنها را شنیدم:

- بله، هر چیزی جا و مکانی دارد... الکی نیست...

 

 نمی­دانم اینقدر که ما آداب و اصول و قاعده­ی جا و مکان را بلدیم چرا تو زندگی جمعی با هم دچار مشکل می­شویم!...

+ نوشته شده در  بیست و نهم مهر 1387ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  | 

اَه اَه

 

چهار پنج نفر بودیم. داشتیم فیلم «سلاطین جاده» کاری از ویم وندرس (کارگردان فیلم ­های «پاریس تگزاس»، «پرواز بر فراز برلین» و ...) را می­دیدیم. در جایی از فیلم راننده ماشین برای ریدن از ماشین پیاده می­شود و پشت تپه­ ای می­رود. وقتی صحنه ریدن طرف به طور کامل نشان داده شد همه ما اَه و اوه کردیم که حالمان به هم خورد و این چه صحنه­ ای بود و از این حرف­ها... چرا حالمان به هم خورد؟ ما در طول روز چند بار به توالت سر می­زنیم. احتمالا یکی دو بار آن هم برای ریدن است. پس همه ما با رنگ و بو و انواع و اقسام آن آشنایی داریم. تازه از طریق تلویزیون بو قابل انتقال نیست. پس چرا ما از دیدن این صحنه منزجر شدیم؟!! وقتی سر توالت می­نشینیم از اینکه انگشت کنیم توی بینی­ی مان و اَن دماغ را به دیوار بمالیم بدمان نمی­آید (به دیوار توالت­ های عمومی و دانشگاه حتما دقت کنید) ولی اگر همین اَن دماغ را جایی ببینیم بدمان می­آید! از این که خودمان آروغ بزنیم ناراحت نمی­شویم ولی اگر کسی در موقعیت دیگری این عمل را انجام دهد شاید حالمان بد شود! چرا؟؟

رضا عطاران (کارگردان سریال «بزنگاه») در مصاحبه­ ای با مجله «شهروند امروز» در مورد نظرات منفی مردم راجع به سریال ­گفته بود: «...خودشان هم می­دانند و

می­بینند که دور و برشان اتفاقات بدتری هم می­افتد ولی باز از دست کسی که قرار است این چیزها را به آنها نشان دهد، ناراحت می­شوند. یک آقایی به من می­گفت من واقعا خجالت می­کشم سریال شما را با بچه­ هایم ببینم. بعد باید می­دیدی دندان هایش همه سیاه بودند جوری که معلوم بود خودش سال­هاست می­کشد. اما به من اعتراض داشت و می­گفت آخر این چه فیلمی است که ساخته­ ای؟...»

واقعا چرا؟؟

*******

به گوشه پایین سمت راست تابلو دقت کنید. نوشته فقط بالای +18  !

آخه + دیگه چیه!

1. احتمالا طراح این تبلیغ زیاد فیلم­های سکسی و شبکه­ های پورنو را می­دیده که در آنها دیدن فیلم را برای افراد زیر 18 سال مجاز نمی­دانند و پایین صفحه در دایره قرمز می­نویسند 18-

 2. برگزار کنندگان این نشست فکر می­کنند دوستی دختر و پسر مربوط به بالای 18 سال است. نمی­دانند که الان بچه­ های هفت هشت ساله­ ام دوست پسر، دوست دختر دارند!

+ نوشته شده در  بیست و ششم مهر 1387ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  | 

بلژیک

 - میخوام برم بلژیک.

- بلژیک؟! چه خبره؟

- میخوام برم کار کنم.

- کار کنی؟

- میخوام برم عین خر کار کنم ولی دیگه با آدم خر طرف نیستم.

- .....
+ نوشته شده در  بیست و چهارم مهر 1387ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  | 

ای انسان...

پیامبران پیام آوردند. نویسندگان بزرگ نوشتند. کارگردانان بزرگ فیلم ساختند. شاعران بزرگ شعر گفتند. هنرمندان هنر ورزیدند.... همه آنها یک پیام بیشتر نداشتند:

ای انسان، آدم باش...

اما این انسان دو پا، آدم نشد و نخواهد شد...

********

«زیستن» و «راشومون» دو فیلم از کوروساوا (کارگردان بزرگ ژاپنی)

این جهان می­تواند جای بهتری برای زندگی باشد اگر....

-ترانه­ای از فیلم «زیستن» ساخته آکیرا کوروساوا

زندگی کوتاهه

عاشق بشو دختر

قبل از اینکه شکوفه قرمز لبهایت پژمرده شود

قبل از اینکه جریان اشتیاق در تو سرد شود

به خاطر آن چیزهای تو

کی میدونه فردایی هست

زندگی کوتاهه

عاشق بشو دختر

قبل از اینکه گیس­های مشکی تو

شروع به بی­رنگ شدن کند

قبل از اینکه آتش قلبت

بلرزه و خاموش بشه

به خاطر آن چیزها

امروز هیچ وقت برنمی­گرده

+ نوشته شده در  هشتم مهر 1387ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  | 

بستر علم و دانش و گل شقایق

          

ورود دانشجویان عزیز و گرامی را به کلبه علم و دانش تبریک عرض میکنیم.

         

آخه آقای گودرزی چه ربطی به گل شقایق داره!

همانطور که آمده گل به خودی خود زیبا هست، پس چه نیازی به (آقای) شبنم داره. اینجا فقط شبنم خودش را آویزون گل کرده...

+ نوشته شده در  چهارم مهر 1387ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  |