تبليغاتX
اسفار

رابطه فاحشگی و پول از نظر زیمل

 «.... روایت زیمل از از شیوه­ای که بر اساس آن منزلت زنان در رابطه با پول تغییر می­کند، اهمیت و جذابیت بیشتری دارد. از نظر زیمل، ازدواج از طریق خریدن (زنان) سه مرحله از توسعه و تحول را پشت سر گذاشته است: مبادله زنان تحت عنوان توافق مبنی بر معامله پایاپای، تصدیق «ارزش مصرف» زنان (ازدواج از طریق خریدن) . در نهایت جایگزینی جهیزیه (dowry) {مترجم در برگرداندن کلمه به فارسی از واژه جهیزیه استفاده کرده است که به نظر می­رسد کلمه «مهریه» درست­تر باشد} با خرید مستقیم که زیمل آن را به تقسیم کار در عرصه تولید خانوادگی مرتبط می­سازد. اما پرداخت پول در ازای روابط جنسی بیرون از حوزه ازدواج، به شکلی زنده رابطه نزدیک میان فاحشگی و پول را به تصویر می­کشد. به بیان زیمل ( که پژواکی است از بیانات موزس هس و مارکس جوان):

«ما در سرشت خود پول چیزی از ذات و جوهر فاحشگی را تجربه می­کنیم. بی­اعتنایی یا بی­تفاوتی پول نسبت به استفاده از آن، فقدان تعلق به هر فردی به خاطر عدم ارتباطش با افراد، عینیتی که ذاتی پول در مقام یک وسیله صرف است و خود هرگونه رابطه عاطفی را حذف می­کند- اینها جملگی پول و فاحشگی را به نحوی شوم قابل قیاس می­سازد.»

زیمل در ادامه استدلال خود می­گوید که ازدواج به خاطر پول را، از یک دیدگاه، می­توان به منزله «گونه­ای از فاحشگی» تلقی کرد. او همچنین اشاره می­کند که در جامعه مدرن تبلیغات برای جلب نظر شریک ازدواج غالبا گویای این امر است که «منزلت مالی طرفین ازدواج، محور واقعی اما گه­گاه تغییر شکل داده علاقه را شکل می­دهند.».....

نقل از کتاب "گئورگ زیمل" دیوید فریزبی ترجمه جواد گنجی، انتشارات گام نو ، چاپ اول: 13۸۶ صص ۱۸۶-۱۸۵

 ترجمه دیگری از این کتاب هم در بازار موجود است.

+ نوشته شده در  بیستم آبان 1387ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  | 

!!!

-   دوستت نوحه گوش می­ده؟

-   آره...

-   دوستت مذهبیه؟

-   نه، کمونیسته.

-   !!!

+ نوشته شده در  دوازدهم آبان 1387ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  | 

شلوغ کردن

چند سال پیش یکی از دوستانم در حیاط دانشکده اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی از استاد اقتصادشان سوالی پرسید. سوال تو این مایه­ها بود که راهکار ایران در خاورمیانه چه باید باشد؟ جواب استاد اقتصاد: ما باید شلوغش کنیم.... از تو این شلوغی بالاخره یک چیزی در میاد... بهتره شلوغش کنیم....

*****

تابستان گذشته یکی از شهدای زنده (اینکه می­گویم شهید زنده چون واقعا شهید زنده بود، عملا چیزی برای زنده ماندن نداشت ولی زنده بود) به مناسبت روز جانباز برای مصاحبه به دفتر نشریه آمده بود. در حین تعریف خاطراتش از جبهه گفت: (قریب به مضمون) ... نیمه­های شب برای دریافت تجهیزاتی به ... (یادم رفته کجا) رفتم، احمدی­نژاد کاغذ را روی پایش گذاشت و امضا کرد.... من از جانباز پرسیدم: همین احمدی­نژاد ریس جمهور؟ گفت: آره....

افرادی شبیه احمدی­نژاد بسیار پر کار و فعال و سخت­کوش­اند. اما فقط به درد شرایط بحرانی می­خورند. این افراد کارایی بالایی در شرایط ویژه و بحرانی دارند. یکی از شهرداران قبلی شهر ما (فردی نزدیک به تیپ فکری احمدی­نژاد) در زمان زلزله بم برای همکاری به آنجا رفته بود. مدتی از زمان ورود آقا نگذشته بود که اطرافیان می­بینند شهردار تشریف ندارند. خلاصه این طرف و آن طرف را می­گردند و می­بینند جناب شهردار پشت لودر در حال خاک برداری است... این گونه افراد در شرایط خاص همه کاری انجام می­دهند. افراد پر کار و خدمت رسانی هستند و از هیچ کوششی در شرایط خاص فروگذار نیستند. این افراد در شرایط ثبات به هم می­ریزند.... کارایی لازم را ندارند.... درست مثل ماهی بیرون از آب... در شرایط عادی دو راه در پیش دارند یا کنار روند و یا شرایط را به سمت ویژه شدن سوق دهند. چون آنها آداب زیستن در شرایط خاص را به خوبی بلدند و کناره گیری آنها که به نفع مصالح مملکت نیست! پس راه دوم را برمی­گزینند... شلوغ کردن.... پس در و برای شرایط بحرانی حتما به احمدی­نژاد رای دهید.

+ نوشته شده در  دوازدهم آبان 1387ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  |