یکی از دوستانم سالها پیش برای فراگیری علوم دینی به حوزه علمیه رفته بود. این دوست بنده انگشت (هر چیزی) در هر سوراخی میکند... شیطنتهای دوست ما مسئولین حوزه را عاصی و شاکی میکند و کاسه صبرشان را لبریز. پدر این شاگرد ناخلفِ حوزه را میخواهند و میگویند پسر شما خیلی پسر خوبی است...انشاالله در جای دیگری به خدا و خلقش خدمت نماید... خلاصه خیلی مودبانه او را با اردنگی به بیرون پرتاب میکنند. از دوستم که چند سالی میگذشت از حوزه اخراج شده بود پرسیدم در آنجا چیزی هم یاد گرفتی؟ (چی یاد گرفتی؟) گفت: چیز خاصی یاد نگرفتم فقط یه چیز که همش تکرار میکردند خوب یاد گرفتم. چی؟
هرگاه شک کردی، شک را رها کن و یقین قبلی را بچسب!
همه آدمها به دنبال آرامشاند. من هم به دنبال آرامشام. اما هر چه نگاه میکنم...
میبینم فقط گوسفندان آرامش دارند...
اینجوری شنیدم:
...گفت روسریت را بکش جلوتر... من هم کلا روسریم را کندم. چهل پنجاه متر تو پیادهرو در حالی که همه نگاه میکردند باهاش راه رفتم....
الف. در حسینیه نشسته بودیم. روضه امام حسین بود. سخنران اول که ملبس به لباس غیر جسمانی بودند، بر پله اول منبر جلوس فرمودند. اول از شکیات نماز گفتند و بعد سوالی که بسیار از او پرسیده بودند مطرح کردند. سوال مردم: آیا با پول قرضی میشود به زیارت قبر امام حسین شرفیاب شد؟ ایشان جواب فرمودند: اگر پول قرضالحسنه باشد اشکال ندارد ولی اگر جز این باشد اشکال دارد…..
سخنران ملبس به لباس غیر جسمانی دوم بر بالای منبر تکیه زدند (احتمالا بر اساس میزان اهمیتشان بر روی پلههای منبر مینشستند!) آنطور که میفرمودند بحث شبهای گذشتهشان در مورد چیزهایی بود که کانون گرم خانواده را سرد میکند. مثل اینکه مورد اول شهوت بوده (نمیدانم شهوت از نظر ایشان به چه معنا بود! آیا شهوت در خانواده و یا بیرون خانواده؟) مورد دوم جر و بحث در خانواده بوده است. مورد سومی که قرار بود در موردش صحبت کنند هیجانات که عقل را از بین میبرد، بود. سخنران در ادامه فرمایشات خود با روابط آشنایی و دوستی قبل از ازدواج شدیدا مخالفت کردند و آن را جز همان هیجانات دانستند. معتقد بودند که برای ارتباط زوج حتما باید صیغه محرمیت خوانده شود. میگفتند: مثلا اگر پسر به خانه دختر برود و با دختر سلام و احوالپرسی کند این چاق سلامتیها چون جور خاصی است پس اشکال دارد... سریع باید صیغه عقد جاری شود... «خیلی از پسرها دوست ندارند با دختری ازدواج کنند که قبلا با شخص دیگری رابطه داشته است... اگر غیرت علوی دارید باید جلوی این روابط را بگیرید.... اصلا امام حسین به خاطر همین غیرت قیام فرمودند... آمار اعلام کرده است در شش ماهه اول سال هشتاد، 6000 ازدواج ثبت شده است که 1200 مورد آن به طلاق انجامیده است، یعنی یک پنجم آن...» در ادامه ایشان دیگر کاری با آمار نداشتند و خودشان نتیجه گرفتند که این جداییها به دلیل روابط قبل از ازدواج بوده است. «هنوز ازدواجهایی که با خواسته خانواده فرد انجام میگیرد مستحکمتر است...» و در این جا بود که سخنران شاه بیت سخنان خود را رو کرد. سه بار با صدای بلند فریاد زد: «زنده باد اسلام» «زنده باد اسلام که برای هر چیزی راه حلی ارائه کرده است، روایت داریم که اگر خانمی از جایی که نشسته است بلند شد؛ تا زمانی که گرمای بدنش هنوز در آن مکان است؛ مرد حق ندارد در آن محل بنشیند...» سخنان ایشان با تاکید بر همین مضامین به اتمام رسید.
*******
سوالات (قابل توجه آقا و خانم جامعهشناس):
1 این همه جامعهشناس (در حوزههای مختلف) در این کشور مشغول فعالیت هستند، کدامیک مخاطبی در سطح و اندازه و کیفیت سخنران بالا دارند و یا میتوانند داشته باشند؟1
2 عدهای از همین جامعهشناسان در حوزه طلاق تحقیق و مطالعه میکنند، کدامیک از آنها میتوانند (اجازه دارند) در مقابل قطعیتی که در بالا به آن اشاره شد اظهار نظر کنند؟2
3 اجتماعی که برای هر معضلی راه حلی دارد، نیاز به جامعهشناس هم دارد؟
*******
ب.3 دانشگاه بوعلی سینای همدان همایشی تو مایههای رابطه دختر و پسر و ازدواج برگزار کرده بود. از عدهای روانشناس و کارشناس هم دعوت به عمل آورده بود. جامعهشناس (انسانشناس) حاضر در بحث دکتر ناصر فکوهی بود... نوبت به آقای فکوهی رسید. ایشان از جامعه سنتی و مدرن و گذار از سنت به مدرنیته گفت. به تغییر شکل سنتها در جامعه مدرن اشاره کرد و تلویحا شکل ازدواج کنونی را مدرن (مخالف سنت) دانستند... کارشناس غیر جسمانی حاضر در بحث به طور بسیار شدیدی با گفتههای آقای فکوهی مخالفت کردند و از شکل سنتی ازدواج گفتند و دیدگاه اسلام را مطرح کردند و... در ادامه سخنان نوبت به آقای فکوهی رسید و ایشان در کمال ناباوری نظر خود را عوض کردند و بهترین شکل ازدواج را شکل سنتی و با نظر خانواده دانستند...
---------------------
1- البته این سوال ناظر به این پیش فرض است که جامعهشناسان به این مخاطبان نیاز دارند.
2- این سوال در مورد نظرات جامعهشناسان همه حوزهها قابل طرح است.
3- مطلب این قسمت کمی به مطلب بالا مربوط است و مقداری به چیزهای دیگر.
جانهای بیارزش
(روی همه منابر و در همه مجالس روضه حسینی از ارزشهای زیارت کربلا و قبور مطهر در عراق میگویند ولی کسی از خطرات این سفر در شرایط فعلی نمیگوید... عامه مردم یکی از آرزوهایشان زیارت کربلا است....)
سیما (تلویزیون) بیش از چهل دقیقه از جنگ غزه و جنایات اسراییل و مظومیت مردم غزه گفت و تنها دو دقیقه را به کشته شدن 16-15 نفر (و مجروح شدن 35 نفر) از هم وطنانمان در حرم امام موسا کاظم، اختصاص داد. چرا جان کسانی که در غزه زندگی میکنند مهمتر از ساکنان ایران است؟ چرا جان در این کشور اینقدر بیارزش است و در جاهای دیگر بسیار عزیز؟ بیابید پرتقال فروش را...