تبليغاتX
اسفار

 

یکی از دوستانم سال­ها پیش برای فراگیری علوم دینی به حوزه علمیه رفته بود. این دوست بنده انگشت (هر چیزی) در هر سوراخی می­کند... شیطنت­های دوست ما مسئولین حوزه را عاصی و شاکی می­کند و کاسه صبرشان را لبریز. پدر این شاگرد ناخلفِ حوزه را می­خواهند و می­گویند پسر شما خیلی پسر خوبی است...ان­شاالله در جای دیگری به خدا و خلقش خدمت نماید... خلاصه خیلی مودبانه او را با اردنگی به بیرون پرتاب می­کنند. از دوستم که چند سالی می­گذشت از حوزه اخراج شده بود پرسیدم در آنجا چیزی هم یاد گرفتی؟ (چی یاد گرفتی؟) گفت: چیز خاصی یاد نگرفتم فقط یه چیز که همش تکرار می­کردند خوب یاد گرفتم. چی؟

هرگاه شک کردی، شک را رها کن و یقین قبلی را بچسب!

+ نوشته شده در  سی ام دی 1387ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  | 

 

همه آدم­ها به دنبال آرامش­اند. من هم به دنبال آرامش­ام. اما هر چه نگاه می­کنم...

می­بینم فقط گوسفندان آرامش دارند...

 

+ نوشته شده در  بیست و ششم دی 1387ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  | 
 

اینجوری شنیدم:

 

...گفت روسریت را بکش جلوتر... من هم کلا روسریم را کندم. چهل پنجاه متر تو پیاده­رو در حالی که همه نگاه می­کردند باهاش راه رفتم....

 

+ نوشته شده در  بیست و پنجم دی 1387ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  | 

الف. در حسینیه نشسته بودیم. روضه امام حسین بود. سخنران اول که ملبس به لباس غیر جسمانی بودند، بر پله اول منبر جلوس فرمودند. اول از شکیات نماز گفتند و بعد سوالی که بسیار از او پرسیده بودند مطرح کردند. سوال مردم: آیا با پول قرضی می­شود به زیارت قبر امام حسین شرفیاب شد؟ ایشان جواب فرمودند: اگر پول قرض­الحسنه باشد اشکال ندارد ولی اگر جز این باشد اشکال دارد…..

سخنران ملبس به لباس غیر جسمانی دوم بر بالای منبر تکیه زدند (احتمالا بر اساس میزان اهمیتشان بر روی پله­های منبر می­نشستند!) آنطور که می­فرمودند بحث شب­های گذشته­شان در مورد چیزهایی بود که کانون گرم خانواده را سرد می­کند. مثل اینکه مورد اول شهوت بوده (نمی­دانم شهوت از نظر ایشان به چه معنا بود! آیا شهوت در خانواده و یا بیرون خانواده؟) مورد دوم جر و بحث در خانواده بوده است. مورد سومی که قرار بود در موردش صحبت کنند هیجانات که عقل را از بین می­برد، بود. سخنران در ادامه فرمایشات خود با روابط آشنایی و دوستی قبل از ازدواج شدیدا مخالفت کردند و آن را جز همان هیجانات دانستند. معتقد بودند که برای ارتباط  زوج حتما باید صیغه محرمیت خوانده شود. می­گفتند: مثلا اگر پسر به خانه دختر برود و با دختر سلام و احوالپرسی کند این چاق سلامتی­ها چون جور خاصی است پس اشکال دارد... سریع باید صیغه عقد جاری شود... «خیلی از پسرها دوست ندارند با دختری ازدواج کنند که قبلا با شخص دیگری رابطه داشته است... اگر غیرت علوی دارید باید جلوی این روابط را بگیرید.... اصلا امام حسین به خاطر همین غیرت قیام فرمودند... آمار اعلام کرده است در شش ماهه اول سال هشتاد، 6000 ازدواج ثبت شده است که 1200 مورد آن به طلاق انجامیده است، یعنی یک پنجم آن...» در ادامه ایشان دیگر کاری با آمار نداشتند و خودشان نتیجه گرفتند که این جدایی­ها به دلیل روابط قبل از ازدواج بوده است. «هنوز ازدواج­هایی که با خواسته خانواده فرد انجام می­گیرد مستحکم­تر است...» و در این جا بود که سخنران شاه بیت سخنان خود را رو کرد. سه بار با صدای بلند فریاد زد: «زنده باد اسلام» «زنده باد اسلام که برای هر چیزی راه حلی ارائه کرده است، روایت داریم که اگر خانمی از جایی که نشسته است بلند شد؛ تا زمانی که گرمای بدنش هنوز در آن مکان است؛ مرد حق ندارد در آن محل بنشیند...» سخنان ایشان با تاکید بر همین مضامین به اتمام رسید.

 

*******

سوالات (قابل توجه آقا و خانم جامعه­شناس):

1 این همه جامعه­شناس (در حوزه­های مختلف) در این کشور مشغول فعالیت هستند، کدامیک مخاطبی در سطح و اندازه و کیفیت سخنران بالا دارند و یا می­توانند داشته باشند؟1

2 عده­ای از همین جامعه­شناسان در حوزه طلاق تحقیق و مطالعه می­کنند، کدامیک از آنها می­توانند (اجازه دارند) در مقابل قطعیتی که در بالا به آن اشاره شد اظهار نظر کنند؟2

3 اجتماعی که برای هر معضلی راه حلی دارد، نیاز به جامعه­شناس هم دارد؟

 

*******

ب.3 دانشگاه بوعلی سینای همدان همایشی تو مایه­های رابطه دختر و پسر و ازدواج برگزار کرده بود. از عده­ای روانشناس و کارشناس هم دعوت به عمل آورده بود. جامعه­شناس (انسان­شناس) حاضر در بحث دکتر ناصر فکوهی بود... نوبت به آقای فکوهی رسید. ایشان از جامعه سنتی و مدرن و گذار از سنت به مدرنیته گفت. به تغییر شکل سنت­ها در جامعه مدرن اشاره کرد و تلویحا شکل ازدواج کنونی را مدرن (مخالف سنت) دانستند... کارشناس غیر جسمانی حاضر در بحث به طور بسیار شدیدی با گفته­های آقای فکوهی مخالفت کردند و از شکل سنتی ازدواج گفتند و دیدگاه اسلام را مطرح کردند و... در ادامه سخنان نوبت به آقای فکوهی رسید و ایشان در کمال ناباوری نظر خود را عوض کردند و بهترین شکل ازدواج را شکل سنتی و با نظر خانواده دانستند...

 

---------------------

1- البته این سوال ناظر به این پیش فرض است که جامعه­شناسان به این مخاطبان نیاز دارند.

2- این سوال در مورد نظرات جامعه­شناسان همه حوزه­ها  قابل طرح است.

3- مطلب این قسمت کمی به مطلب بالا مربوط است و مقداری به چیزهای دیگر.

+ نوشته شده در  بیست و یکم دی 1387ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  | 

جان­های بی­ارزش

 

(روی همه منابر و در همه مجالس روضه حسینی از ارزش­های زیارت کربلا و قبور مطهر در عراق می­گویند ولی کسی از خطرات این سفر در شرایط فعلی نمی­گوید... عامه مردم یکی از آرزوهایشان زیارت کربلا است....)

سیما (تلویزیون) بیش از چهل دقیقه از جنگ غزه و جنایات اسراییل و مظومیت مردم غزه گفت و تنها دو دقیقه را به کشته شدن 16-15 نفر (و مجروح شدن 35 نفر) از هم وطنانمان در حرم امام موسا کاظم، اختصاص داد. چرا جان کسانی که در غزه زندگی می­کنند مهمتر از ساکنان ایران است؟ چرا جان در این کشور اینقدر بی­ارزش است و در جاهای دیگر بسیار عزیز؟ بیابید پرتقال فروش را...

+ نوشته شده در  هفدهم دی 1387ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  |