تبليغاتX
اسفار

 

مشاهده بعضی چیزا واقعا غیر قابل تحمله!

دیدن النگو تو دست دخترا و ساعت زرد رنگ (ساعت تازه دامادها!) تو دست پسرا

 

(سبک زندگی با همین عبارات ساخته میشود)

 

+ نوشته شده در  بیست و یکم اسفند 1387ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  | 

 

به نظر شما چرا زائران حرم امام رضا ( که بر او سلام و درود باد) برای اینکه خود را به ضریح آن حضرت برسانند، یکدیگر را هل می‌دهند؟  لگد مال می‌کنند؟ آزار می‌دهند؟ عصبانی می‌کنند؟ و در آخر راضی و خوشحال‌اند؟

 

+ نوشته شده در  هفدهم اسفند 1387ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  | 

 

دیروز بچه‌های انجمن علمی گروه جامعهشناسی، فیلم «نفس عمیق» به کارگردانی پرویز شهبازی را نمایش دادند. از استاد ما خواسته بودند تا بعد از پخش فیلم در مورد آن صحبت کند. استاد از من هم خواست تا در این جلسه صحبت کنم. خلاصه ما هم رفتیم و اطاله کلام فرمودیم!... بعد از پایان جلسه در راه بازگشت از دانشگاه، استاد از من پرسید: به نظر تو چرا اسم فیلم «نفس عمیق» بود؟ گفتم: توی فیلم در سکانس استخر که ما کامران را بی حرکت در آب می‌بینیم و به نظر می‌رسه که مرده. ولی او سرش را از زیر آب بالا می‌آورد و نفس عمیقی می‌کشد. فکر می‌کنم کارگردان می‌خواست بگوید این جامعه، با این ساز و کارها و مناسبات برای زنده ماندن احتیاج به یک «نفس عمیق» دارد. وگر نه غرق خواهد شد. استاد گفت: استدلال خوبی است، پس چرا آنجا این مطلب را نگفتی؟ جوابی ندادم. آخه این موضوع در همان لحظه به ذهنم رسیده بود.

حال و حوصله حرف زدن راجع به فیلم را ندارم... اگر فیلم را ندیدهاید حتما ببینید. فیلم «نفس عمیق» جز فیلم‌های شاخص چند سال اخیر است....

+ نوشته شده در  چهاردهم اسفند 1387ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  | 

رادیو زمانه:

اصغر فرهادی (کارگردان فیلم «درباره الی») درباره انگیزه ساختن این فیلم گفت‌:

«من یک روز فقط برای احوالپرسی و دیدن یک قاضی که دوست من بود، به دادگاه رفته بودم. با هم بحث و گفت وگو می‌کردیم و من گفتم که شغل من سخت‌تر است ولی او گفت شغل من سخت‌تر است. سپس برای من قصه‌ای تعریف کرد که آن را برایتان بازگو می‌کنم: در حال حاضر روی پرونده‌ای کار می‌کنم که پیرمردی شکایت کرده و مدعی است که دست چک بانکی‌اش را کسی دزدیده و در بانک امضای او را جعل می‌کند و پول‌هایش را از بانک می‌گیرد.»

او افزود: «‌پلیس، فردی را که مرتکب این کار شده بود، پیدا کرده و دستگیر می‌کند و مورد تحقیق قرار می‌دهد. از او می‌پرسند این دسته چک را از کجا و چگونه به دست آوردی؟ او می‌گوید من با عروس این پیرمرد که صاحب شوهر و سه فرزند است، دوست هستم و او دسته چک را به من داده است.»

قاضی گفت: «‌ما در ادامه تحقیقات متوجه شدیم، یکی از سه فرزند عروس این پیرمرد، حاصل رابطه نامشروع با این آقا است و جز پلیس هیچ‌کس این مسأله را نمی‌داند. یعنی آن عروس به همراه سه فرزند و شوهر خود ظاهراً زندگی بسیار خوبی دارند.»

قاضی که دوست من است، گفت: «‌اکنون من باید در مورد این پرونده تصمیم بگیرم. این‌که باید حقیقت را بگویم، بچه سوم را از خانواده جدا کنم، آرامش خانواده را به هم بزنم و با گفتن حقیقت از لحاظ روحی به بچه ضربه وارد کنم؟ یا برای کمک به این بچه، حقیقت را زیر پا بگذارم و برای همیشه آن را پنهان کنم؟»

فرهادی در ادامه گفت: «من در آن لحظه متوجه شدم که شغل او بسیار سخت‌تر از من است. او قرار بود قضاوت کند. من بعد از بازگشتن از دادگاه، تصمیم گرفتم در مورد قضاوت فیلمی بسازم، قضاوت‌هایی که از هر سمت آن را نگاه کنیم، باخت است.»

علاوه بر مسأله «قضاوت» و پیش‌داروی‌های افراد نسبت به حرکات و رفتار یکدیگر، فیلم «درباره الی» لحظه‌ها‌ی دیدنی و قابل تأمل دیگری هم دارد. از جمله صحنه‌هایی از فیلم نمایانگر خشونت خانگی در جامعه ایران است....

 

*********

 

پرسش و پاسخ در دادگاه ( صفحه حوادث روزنامه اعتماد، 12 اسفند 1387)

 

قاضي: همسر اولت چه شد؟ او را طلاق دادي؟

 

متهم: نه همسرم خود سوزي کرد. او به خاطر اينکه با افراد زيادي رابطه داشت دچار عذاب وجدان شد و خودش را سوزاند....

 

قاضي: چطور فهميدي همسر دومت با صاحب کارت رابطه دارد؟

 

متهم: من هميشه براي اينکه شماره خانه پدرزنم در دست کسي نباشد از تلفن کارتي زنگ مي زدم. يک بار اشتباه کردم و از محل کارم زنگ زدم. صاحب کارم از حافظه گوشي تلفن شماره را برداشته بود. او حتي به همسرم تعرض هم کرده بود.

 

قاضي: مگر صاحب کارت در عسلويه نبود پس چطور با همسرت که در تهران بود رابطه بر قرار کرده بود؟

متهم: صاحبکارم هر بار که با تلفن صحبت مي کرد به من نگاه مي کرد و مي خنديد. من همان موقع موضوع را فهميدم. بعد که به تهران آمدم متوجه شدم چند جاي کبود در پاي همسرم وجود دارد. الهام درباره آثار کبودي جواب درستي نداد و متوجه شدم صاحب کارم به او تعرض کرده است.

 

قاضي: شايد پاي همسرت به خاطر برخورد با جايي کبود شده باشد.


متهم: هر بار که همسر اولم به حرفم گوش نمي کرد او را گاز مي گرفتم به همين خاطر هم فهميدم جاي کبودي به چه دليل است. همسر من قبل از ازدواج با فردي ديگر نيز رابطه داشت.


قاضي: ضربات نشان مي دهد تو به قصد قتل به همسرت حمله کردي. در اين باره چه مي گويي؟


متهم: من اگر مي خواستم همسرم را به خاطر رابطه بکشم همسر اولم را مي کشتم. در آن لحظات در شرايط عادي

نبودم....


پس از دفاعيات متهم و وکيل مدافعش هيات قضات براي تصميم گيري وارد شور شدند.

 

[آره، میدونم]

+ نوشته شده در  دوازدهم اسفند 1387ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  | 

 

زن به دوستش: از این به بعد جلو شوهر من دولا نشو، آخه شوهرم خیلی به ...ونت نگاه میکنه.

دوست: به من چه؟! این که شوهرت هیز تشریف داره یا مشکل از توست یا از اون. برید خودتون رو درست کنید.

زن: پس دیگه اینجا نیا.

دوست: اگر هم نگفته بودی دیگه نمییومدم.

 

+ نوشته شده در  دهم اسفند 1387ساعت   توسط محمد جواد علیزاده  |