یک زن ایرانی (که در این کشور بزرگ شده است) اگر در یک بیابان مشغول قدم زدن باشد و تا چند هزار کیلومتری او موجود زندهای (مرد و زن) وجود نداشته باشد، همینکه بادی بیاید و قسمتی از مانتوی او را کنار بزند خیلی سریع سعی میکند با دست مانتو را به حالت عادی نگه دارد.

بیست و چهارم سالروز تولد ساموئل بکت بود. هنرمندی که سمت راست او ایستاده است آلبرتو جیاکومتی است. باورش سخت است ولی چند مجسمه از آثار جیاکومتی در ایران و در حیاط موزه هنرهای معاصر تهران جا خوش کردهاند. (اصلا باور این موضوع که آثاری از گوگن، پیکاسو، بیکن، ماگریت، وارهول و... در انبار موزه هنرهای معاصر در حال خاک خوردنند نیز سخت است. چند سال پیش برای اولین بار بعد از انقلاب تعدادی از این آثار را به نمایش گذاشتند. البته خرید این آثار مربوط به قبل از انقلاب است) اگر گذارتان به اطراف پارک لاله افتاد سری به موزه بزنید و آثار جیاکومتی را ببینید.
محمد رضا شجریان در نشست خبری، سازهای جدیدش (ساغر، کرشمه و بم صراحي) را معرفی کرد و گفت:
«از ديرباز و در تمامي اين سالها هيچ کدام از سازها تغييري نکرده و رنگ صداها ثابت بوده است. ارکسترهاي ايراني استطاعتي بيش از اين دارند. از اين رو نياز به حجم بيشتر صدا را حس کردم و از آنجا که همواره تار و سه تار و کمانچه و سنتور سازهاي مسلط ما بودند به فکر ساخت ساز جديد افتادم.
متاسفانه سازسازهاي ما آگاهي وسيعي از ساختن ساز ندارند. آنها ميتوانند در سايتهاي سازسازهاي معتبر جهان سرک بکشند و از نحوه ساخت سازهايشان آگاه شوند که مثلاً صفحه رويي ويولن مهمتر از صفحه زيري است.
يکي از سازها بم صراحي است که به جاي ويولنسل ميتوان استفاده کرد و نوازندگياش هم براي ويولنسل نوازها بسيار راحت است. ساغر، ديگر سازم از خانواده تار است اما رنگ صدايش کمي با تار متفاوت است.
کرشمه صدايي شبيه به صداي عود دارد ولي با عوض کردن سيم ها مي توان صدايش را تغيير داد.
سازسازي را شروع کرده ام و ادامه خواهم داد تا ديگر سازندهها هم براي ساختن سازهاي نو تشويق شوند.
به نوازندهها و سازندهها توصيه ميکنم خود را در سنتها گرفتار نکنند. سنت اتاق دربستهيي است که از هر سو ما را احاطه کرده است. اما در اصالت از هر سو آزاد هستيم. پس بياييم مطابق با اصالتها کارهاي جديد ارائه دهيم و تعصبها را کنار بگذاريم.
غرب هميشه به ما با ديد ميراث فرهنگي نگاه کرده که بايد هميشه حفظ شود و در همان حال بماند. اما ما از حالا به بعد نميخواهيم براي غرب ميراث فرهنگي باشيم. پس با حفظ اصالتها و هماهنگ با نيازهاي روز، موسيقي نو ارائه ميدهيم.»
*******
از جملات شجریان پیداست که او هم دوست دارد به نوعی برای رفع ایرادات موسیقی سنتی تلاش کند.
اینطور که شجریان توضیح داده است اگر صنعت ساز سازی ما فعال شود ما در پایان سال میتوانیم 365 ساز جدید داشته باشیم (حداقل روزی یکی میشه ساخت). چهار تا سیم هست و یک دسته و یک کاسه. یکی از سیمها کم میکنی و کاسه را بزرگتر، می شود یک ساز جدید. دسته را کوتاهتر میکنیم و به سیمها میافزاییم، می شود سازی جدید...
سوال: این همه نوآوری برای چه؟ برای داشتن سازهای بیشتر؟ قرار است این همه ساز چه مشکلی را بر طرف کنند؟
شجریان میگوید از ساز بم صراحی به جای ویولنسل میتوان استفاده کرد! سوال: وقتی ویولنسل ساخته شده است ساختن سازی شبیه آن کارایی دارد؟! اینهمه تلاش برای عوض کردن رنگ صدا؟ آیا با عوض شدن پالان، خر هم عوض میشود؟...
به نظر میرسد مشکلات موسیقی سنتی (گفتمان حاکم بر آن) ریشهایتر از این حرفها باشد...
شجریان میگوید: «به نوازندهها و سازندهها توصيه ميکنم خود را در سنتها گرفتار نکنند...غرب هميشه به ما با ديد ميراث فرهنگي نگاه کرده که بايد هميشه حفظ شود و در همان حال بماند. اما ما از حالا به بعد نميخواهيم براي غرب ميراث فرهنگي باشيم. پس با حفظ اصالتها و هماهنگ با نيازهاي روز، موسيقي نو ارائه ميدهيم.»
شجریان قصد دارد با حفظ اصالت موسیقی نو ارائه دهد. حالا که میخواهد کاری نو ارائه دهد و به حرف غرب هم گوش نکند، سازی میسازد شبیه ویولنسل غربی!
سوالی که (همیشه) برای برقراری ارتباط از یک سرباز پرسیده میشود:
چند ماه خدمتی؟
کسانی که در نظام آموزشی ما پرورش مییابند فقط به درد کار در سوپر مارکت میخورند.
(تازه اگر جمع و ضرب را به خوبی یاد گرفته باشند)