بخت ما رفت و ستم زاییده شد
درد و رنج و غصه هم زاییده شد
شیرهی قند از چغندر پر کشید
در زمین ما کلم زاییده شد
هر چه آمد روی دنیا در پیاش
ماجرایی هم ز غم زاییده شد
گوشهای قاضی به دنیا آمد و
جای دیگر متهم زاییده شد
تا گسل رویید در زیر زمین
روی دستش ارگ بم زاییده شد
داشت اوضاع خوب میشد ناگهان
آدم بد پا قدم زاییده شد
یک نفر مادر زنش را دوست داشت
احتیاطا زهر و سم زاییده شد
درد زاییدن بگیری بخت من!
شادمانیها چه کم زاییده شد
محمود کاربخش
زود و بیتاخیر در این مملکت
طفل دل شد پیر در این مملکت
بار سنگین گناه خلق شد
گردن تقدیر در این مملکت
میتوانی صاحب ثروت شوی
با کمی تزویر در این مملکت
یک نفر از ینگه دنیا میزند
سایهها را تیر در این مملکت
ناگهان روباه شد گردن کلفت
اف به حال شیر در این مملکت!
بر ته دیگ دیانت خورده است
سالها کفگیر در این مملکت
خط فقر از برکت خطبازی است
گر که مانده دیر در این مملکت
کس نمیگیرد به گردن ذرهای
جرم یا تقصیر در این مملکت
گر شود ماشین ایمانت خراب
میشود تعمیر در این مملکت
نرخ کالا ساعتی صد مرتبه
میکند تغییر در این مملکت
دم نزن از حق که چون حلاج پیر
میشوی تکفیر در این مملکت
روز خوشبختی نمیبیند به خواب
هر که کرده گیر در این مملکت
ذره ذره عمر اصحاب قلم
میشود تبخیر در این مملکت
یک نفر تا شعر ما را خواند گفت:
چیست این اکبیر در این مملکت؟!
جانعلی خاوند
مجریان و گزارشگران تلویزیون ایران یا میدانند چرت و پرت (...) تحویل مخاطب خود میدهند یا نمیدانند. اگر نمیدانند که بسیار ابله و نادانند ولی اگر میدانند و به خاطر نام و نان دریوزگی میکنند که بینهایت...
(لااله الاالله... آخه چطور میشه کظم غیظ کرد؟!... چطور میشه بدون دادن فحشِ احتمالا ناموسی و ترجیحا غیرناموسی تخلیه شد؟!... کلا تو این اوضاع و احوال چه جوری میشه تخلیه شد؟... برای من عذابی الیمتر از دیدن برنامههای تلویزیون وجود ندارد... عذابی که باید تحمل کنم...)
حربهای که همه حکومتهای جهان از آن استفاده میکنند:
«مردم علیه مردم»
تا زمانی که تحلیلگران اجتماعی و یا روشنفکران ما قبول نکنند افراد همین جامعه به احمـدینژاد رای دادهاند از درک شرایط و افراد جامعه خود عاجزند. بر تحلیلگرانی مانند نوریزاده، سازگارا، گنجی و... حرجی نیست، چرا که بیشتر از دغدغه کارا بودن دغدغه حضور (بودن) دارند. اما کسانی که در ایران و برای ایرانی کار میکنند باید بیشتر از این از رفتار لایههای مختلف اجتماع آگاه باشند... در همین زمینه (کارایی) گروهی از جامعهشناسان ما هنوز نسبت به بعضی از روشنفکران غیر آکادمیک ما پیش هستند...