کلی ها
چند روز پیش مصاحبه ای می خواندم که عباس کیارستمی با آکیرا کوروساوا در سال 1372 انجام داده بود. در جایی که صحبت از نقاشی شده بود، کیارستمی گفته بود : نقاش نیستم ولی به سختی نقاشی می کشم ... و بعد به نکته جالبی اشاره کرده بود : استادی که در دانشگاه به ما نقاشی درس می داد، می گفت همیشه به موضوع نقاشی تان با چشم نیم بسته نگاه کنید. سعی کنید همه چیز را با هم ببینید ، نه جزء به جزء. و در ادامه کیارستمی اضافه کرده بود : البته خیال می کنم این تنها در مورد نقاشی یا سینما نیست. به زندگی هم باید کلی نگاه کرد. و به دوست و به همسر و به خیلی چیز های دیگر و به همه چیز . آن وقت اتفاقاً دریافت واقعیت ، ملموس تر و حقیقی تر می شود.
به نظرم نکته خیلی جالبی آمد. کلی نگاه کردن یعنی چی؟ فرق نگاه کلی و جزیی چیه؟ چگونه می توانیم به دوست و همسر و زندگی کلی نگاه کنیم؟ بارها برای خودم اتفاق افتاده که از رفتار خاص یکی از دوستانم ناراحت شده ام و رابطه ام با او کم شده است. در حالی که بعد از چند وقت دلم برایش تنگ شده است. رفتار خاص او همه رفتارش و همه برخورد هایش نبوده.
در بسیاری از موارد از قسمت هایی از رفتار بعضی آشنایان خوشم نمی آید ولی در مواجه با آنها احساس نزدیکی میکنم. شاید چون کلیت آنها بر جزء آنها می چربد. شاید برخی از اختلافات میان همسران از همین دید جزئی نگر ناشی شود. ما کوچک ترین رفتار نا مطلوب ( که از نظر ما نامطلوب است ) از طرف همسرمان را بر نمی تابیم. ما دوست داریم همه مطابق میل و نظر ما رفتار کنند و به راحتی جزء نامطلوب را به کل شاید مطلوب تعمیم می دهیم. افراد با بعضی از همین رفتاری که از نظر ما نامطلوب است زندگی میکنند. بله اگر کلیت رفتار کسی که می شناسیم از دید ما نادرست باشد دیگر رابطه ای ایجاد نمی شود. تازه اگر از زاویه دید گشتالت هم به قضیه بنگریم که معتقد است یک کل چیزی بیشتر از اجزایش است، یک درخت چیزی بیشتر از شاخه و برگ و تنه آن است؛ افراد هم می توانند چیزی بیشتر از جزء جزء اعمال و رفتارشان باشند.
و به قول یک استاد : « ما باید افراد را همان طور که هستند دوست داشته باشیم.»
در همین راستا: با یکی از دوستان مشغول کار روی یک طرح با کامپیوتر بودیم. در جایی پیشنهاد دادم که بهتر است قسمتی از بالای طرح که اضافی هست را پاک کنیم. قبول کرد. آن قسمت را بزرگ کردم و وقتی می خواستم پاک کنم، دوستم گفت : همه اجزاء آن قسمت را پاک نکن و زیاد به لبه های طرح نزدیک نشو. پرسیدم چرا؟ گفت : خوب امتحان کن تا ببینی! وقتی پاک کردن تمام شد. طرح را کوچک کردم و کل طرح را دیدیم، به طور واضحی مشخص می شد که آن قسمت دستکاری شده است، چون به طور ریز و جزئی پاک شده بود کاملاً توی چشم میزند. برگشتیم و به طور کلی نه جزئی پاک کردیم و وقتی کل طرح را دیدیم قسمت های پاک شده مشخص نبود.
نگاه کلی به زندگی شخصی خودمان شاید بتواند مشکلات جزئیمان را برطرف نماید.باید تمرین کنیم تا بتوانیم کلی ببینیم.