موش تو سوراخ

 

موش تو سوراخ نمیرفت، ترسوندنش، حالا دیگه تو هر سوراخی میره!

موش تو سوراخ نمیرفت، رژیـم گرفت رفت!

موش تو سوراخ نمیرفت، رژیـم گرفتش کردش تو سوراخ!

 

شعر و طنز

 

عمران صلاحی در مقدمه  کتاب «اولین تپش های عاشقانه قلبم»- نامه های فروغ به پرویز- (قریب به مضمون): کسی که احساس در او قوی تر است به سمت شعر می رود و کسی که اندیشه در او قوی تر است به سمت طنز می رود...

 

دانلود کتاب اولین تپش های عاشقانه قلبم

اهمیت شکل عملی نصیحت

«نصیحت گوش کن جانا که از جان دوستر دارند/ جوانان سعادتمند پند پیر دانا را»

کلمه نصیحت در ادبیات ما بار معنایی ویژه ای دارد. از آنجایی که فرهنگ در این مرز و بوم بیشتر از طریق شفاهی انتقال پیدا کرده است، نصیحت جایگاه مخصوصی پیدا کرده است. نصایح سینه به سینه برای ترویج انسانیت نقل می شده است. بسیاری از این آموزه های پند و اندرز در اشعار قدما هم رسوب کرده است.

«نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر/ هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر»

این آموزه ها بعد از مکتوب شدن ماندگار شدند و خود را به زیور طبع آراسته شده به دست ما رساندند. اما جامعه قدیم با رشد تکنولوژی، افزایش جمعیت و پیچیده شدن جوامع و توسعه و تغییر روابط انسانی... به شکلی درآمد که به آن جامعه مدرن (جدید) می گویند. فرهنگ شفاهی و مکتوب سنتی کمی دچار تحول شد. در جامعه جدید راه های انتقال دانش و فرهنگ بسیار فراوان شده است: تلویزیون، ماهواره، اینترنت، مطبوعات، CD و ... همین فرهنگ نصیحت کردن اگر در فرهنگی از دل بر می آمد و بر دل می نشست، در جوامع جدید گاهی ممکن است از دل برآید ولی بر دل نمی نشیند. در فرهنگ قدیم همه نگاه ها به دهان پیر و عارف بود تا آنچه از دهانش به مثال دُر بیرون می ریزد جمع را مستفیض کند ولی این نوع مناسبات کمی دچار تحول شده است. در فرهنگ پیچیده جدید نصایح به تنهایی برای ارشاد کافی نیستند. نوع نصیحت اگر دارای شرط و شروطی نباشد به راحتی به ضد خود تبدیل می شود و کارایی خود را از دست می دهد. شاید در زمان های قدیم تر اگر پدر به فرزندش می گفت فلان کار را بکن و یا نکن همین کلام تأثیر خود را می گذاشت اما ذهن فعال نوجوان و کودک امروز اول کار می پرسد چرا؟ برای چه فلان کار را انجام ندهم؟ امروزه اگر فرزند ما کنار ما توی ماشین نشسته باشد و ما از چراغ قرمز رد شویم دیگر هرگز با هیچ زبانی و با هیچ پند و اندرزی نمی توانیم او را ملزم به رعایت قوانین و مقررات کنیم. فرزندی که شاهد عبور پدر یا مادرش از چراغ قرمز باشد دیگر پشت هیچ چراغ قرمزی نخواهد ایستاد. حالا هر چه والدین و معلمانش این فرزند را نصیحت کنند. دیگر فایده ندارد.

نصیحت شکل عملی تری به خود گرفته است، اگر زمانی با حکایتی و یا شعری و یا پندی این مفهوم نصیحت انتقال پیدا می کرد در فرهنگ معاصر بیشتر از طریق اعمال و رفتار انسان ها انتقال پیدا می کند. همه نگاه ها به رفتار دوست و آشنا و والدین و بالا دستی هاست تا نتیجه گیری شود، این نتیجه گیری یا به یک عمل ارزشمند منتهی می شود و یا به یک عمل غیر اخلاقی. دیگر نصایح دارای آداب و ترتیبی شده است که اگر رعایت نشود نتیجه معکوس می دهد.