تنگ
اگر تنگ نبود، دل کجا میرفت؟
اگر زمانی خواستید فیلم بسازید و دیالوگ و عبارت کم آوردید و خواستید فیلمتان
کمی مفهوم فلسفی و اجتماعی به خود بگیرد، حتما از این واژهها استفاده کنید: اوه لَ لَ
سیامک انصاری در فیلم «بی پولی»: دست بردارید از این مفهوم انتزاعی رفاقت....
الناس علي دين ملوكهم
الناس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم
باشد که بادهای دروغ در این سرزمین، طوفان بیافریند.
دیالوگ کلیدی میان دوست پسر و دوست دختر:
- تو در مورد من چی فکر کردی؟
هر کره خری که با دوز و کلک و ریا و زیراب زنی و باج دهی و مالیدن و... به ریاست یک جا میرسه این شعر را میخواند:
آسمان بار امانت نتوانست كشيد / قرعه فال به نام من ديوانه زدند
آخه تو اگر دیوانهای پس اینجا چه کار میکنی...
بیا بریم به مزار ملا ممد جان / سیل گل لاله زار با ما دلبر جان
برو با یار بگو یار تو آمد / گل نرگس، خریدار تو آمد...
نمیدونم چی شد یاد این ترانه افتادم. خیلی وقت پیش این ترانه را با صدای فتانه شنیدم. خواننده دارد از معشوقهاش میخواهد تا با او به مزار (شهر مزار شریف) برای تماشا و گشت و گذار در میان لالهها برود.
میگویند شهر مزار شریف در افغانستان شهر بسیار آباد و زیبایی بوده است. اینقدر دلنواز بوده که اعتقاد داشتهاند مزار حضرت علی در این شهر است (مزار شریف حضرت علی). این شهر هم مثل بقیه جاها در جنگهای داخلی افغانستان به دست طالبان نابود میشود. طالبان برای این شهر چیزی جز ویرانه به ارمغان نمیآورند. چقدر ساختن سخته و ویران کردن آسان. حاصل یک عمر ساختن را میشود یک شبه به خاکستر تبدیل کرد... تفکری که با آن میسازند به درد خراب کردن هم میخورد...
روح جمعی خاورمیانه چقدر زخمخورده و رنجور است....