نامه اخراج
آقا، خانم محترم
بدین وسیله به اطلاع می رساند که دیگر
جایی برای شما باقی نمانده
باید اینجا را ترک کنید.
علی رغم تمامی سالجهای خدمت صادقانه
و شجاعتی که در موقعیت های بسیاری
نشان دادید و
علی رغم این واقعیت که بسیاری از رویاهای زیبایتان
هنوز جامه عمل به خود نپوشیده
معهذا از بسیاری دیگر بهتر بودید.
دشواری ها را بی هیچ شکایتی
تحمل کردید.
اتومبیل تان را با احتیاط راندید،
به میهن خود و مافوق هایتان به خوبی خدمت کردید
هرگز لحظه ای از محبت
به همسری که دوستتان نداشت
و توجه به فرزندان تان کوتاهی نکردید.
در مجامع عمومی باد از خود صادر نکردید،
هرگز نفرت و خباثت از خود نشان ندادید
فردی بودید کاملا متعادل، فهیم
و به ندرت
احمق.
همه تولدها، تعطیلی ها و مناسبت های ویژه را
به خاطر داشتید.
مشروب خوردید اما به اندازه
حرف رکیک به ندرت از دهان تان بیرون آمد.
از قوانینی پیروی کردید که خود وضع نکردیده بودید.
تنی سالم داشتید بی اینکه تقلایی برای آن کرده باشید.
مودب بودید بی آنکه وادارتان کرده باشند.
از سنین پایین کلاسیک ها را خواندید.
هرگز آن گونه که مردم می گویند خودخواه و خودمحور نبودید.
اما اکنون-بنگ!-
مرحوم شده اید، مرحوم
و باید اینجا را ترک کنید.
زیرا
دیگر
جایی برایتان
نیست
حالا.
چارلز بوکوفسکی
ترجمه: احمد پوری