آب آشامیدنی که اینجا نباشیم

 

برای انجام کاری عجله داشتم. از زندان بیرون آمدم. هر چه منتظر ایستادم، ماشینی حرکت نمی‌کرد. با خودم گفتم بلوار را تا ته می روم تا به لب جاده برسم، آنجا حتما ماشین گذری پیدا می‌شود که مرا ببرد. اواسط بلوار بودم. زندانیان رای باز (زندان با کارها) مشغول هرس کردن درخت‌ها و بوته‌های وسط بلوار بودند. چشمم به تابلو کوچکی وسط بلوار افتاد. روی آن نوشته شده بود: آب آشامیدنی نیست.

چند قدم جلوتر فردی که وسط بلوار مشغول بیل زدن زمین بود، سرش را بالا آورد. من به روبه‌وریش رسیده بودم. نگاهی به من انداخت و با صدایی رسا گفت: سعی بر آن است که اینجا نباشیم!

تعجب کرده بودم. نمی‌فهمیدم چرا این جمله را گفت. کمی لبخند زدم و گفتم: نه، آب آشامیدنی نیست! شخص گفت: چی؟ من بلندتر گفتم: آب آشامیدنی نیست(با لحن جوابی)! لبخندی زد و گفت: آها! به راهم ادامه دادم و رفتم..... اصلا نفهمیدم منظور پنهانش چه بود و اصلا نفهمیدم خودم چرا آن جمله را گفتم!

 

بچه ها

 

این همه خواننده پر مدعا داریم، با دک و پزهای مختلف. با هر کدوم صحبت کنی می گوید: بقیه هیچی نیستند! ادعا از گفتار و رفتار اکثریت میریزه... میان این همه خواننده فقط جواد یساری یک ترانه برای بچه‌ها خواند:

بچه‌ها آینه زندگی‌اند...

 

حالا هی مسخره کنید!

 

مرده ها

 

روزی هزار بار بر عمـر و... لعنت می فرستند. همینکه بحث داغ میشود میگویند پشت سر مرده حرف نزنید!

ترویج این جمله (باور) هم می تواند مبتنی بر حق باشد و هم نه: جایی که بر این ایده استوار است که مرده به علت غایب بودن حق دفاع از خود را ندارد حق است اما قسمت دیگر این حرف سیـاسی است و ناحق! معمولا تاریخ یک ملت و کتاب های آن را حاکمانی نوشته اند که دوست داشته اند فلان بن فلان لعنت شود و بهمان بن فلان تقدیر... آنها یاد میدهند که: پشت سر مرده هایی نباید حرف زد که ما می گوییم.

 

نقطه چینه سینما

 

فاجعه جدید سینمای ایران: احمد پورمخبر

 

رخداد

 

مُردن یک انسان برای شهری مثل تهران، یک عادت است اما مُردن یک انسان برای روستایی دور افتاده و کم جمعیت، یک حادثه است (یک رخداد است).

 

تحصیل شعور

 

شما باید صاحب تجربه زندگی کردن باشید تا دریابید که تحصیلات لزوما شعور به همراه نمی‌آورد.

 

چمدان های آزار

 

سال‌هاست که چمدان‌های خالی در فیلم و سریال‌ها آزارم می‌دهد.

 

نقل و نبات

 

ناصر تقوایی (مجله آیین- بهمن و اسفند 88- ص 37): .... سخنرانی‌های سیاسی ما، پر است از نقل و نبات، ولی عجیب است که کام مردم را شیرین نمی‌کند. کافی است چند دقیقه‌ای پای جعبه جادو بنشینید تا ببینید این رسانه، وقتی می‌خواهد بذر اختلاف بپاشد، چگونه از وحدت حرف می‌زند...