زاییده شد
بخت ما رفت و ستم زاییده شد
درد و رنج و غصه هم زاییده شد
شیرهی قند از چغندر پر کشید
در زمین ما کلم زاییده شد
هر چه آمد روی دنیا در پیاش
ماجرایی هم ز غم زاییده شد
گوشهای قاضی به دنیا آمد و
جای دیگر متهم زاییده شد
تا گسل رویید در زیر زمین
روی دستش ارگ بم زاییده شد
داشت اوضاع خوب میشد ناگهان
آدم بد پا قدم زاییده شد
یک نفر مادر زنش را دوست داشت
احتیاطا زهر و سم زاییده شد
درد زاییدن بگیری بخت من!
شادمانیها چه کم زاییده شد
محمود کاربخش
