در این مملکت
زود و بیتاخیر در این مملکت
طفل دل شد پیر در این مملکت
بار سنگین گناه خلق شد
گردن تقدیر در این مملکت
میتوانی صاحب ثروت شوی
با کمی تزویر در این مملکت
یک نفر از ینگه دنیا میزند
سایهها را تیر در این مملکت
ناگهان روباه شد گردن کلفت
اف به حال شیر در این مملکت!
بر ته دیگ دیانت خورده است
سالها کفگیر در این مملکت
خط فقر از برکت خطبازی است
گر که مانده دیر در این مملکت
کس نمیگیرد به گردن ذرهای
جرم یا تقصیر در این مملکت
گر شود ماشین ایمانت خراب
میشود تعمیر در این مملکت
نرخ کالا ساعتی صد مرتبه
میکند تغییر در این مملکت
دم نزن از حق که چون حلاج پیر
میشوی تکفیر در این مملکت
روز خوشبختی نمیبیند به خواب
هر که کرده گیر در این مملکت
ذره ذره عمر اصحاب قلم
میشود تبخیر در این مملکت
یک نفر تا شعر ما را خواند گفت:
چیست این اکبیر در این مملکت؟!
جانعلی خاوند
+ نوشته شده در سی و یکم خرداد ۱۳۸۸ ساعت توسط محمد جواد علیزاده
|