تاکسی فقط یک جای خالی داشت که جلوی پایم ترمز کرد و من سوار شدم. از چهارراه که رد شدیم ناگهان سواری ای با سرعت بالا جلوی تاکسی پیچید. راننده که دست پاچه شده بود زد روی ترمز و همه مسافران به جلو پرتاب شدند. راننده تاکسی سرش را از شیشه بیرون کرد و چند بد و بیراه نثار راننده سواری کرد... تاکسی که به مسیرش ادامه داد مسافرانش به نوبت شروع به اظهار نظر در مورد راننده خاطی کردند. یکی گفت: هر کس با هر حالتی پشت فرمان می نشیند و فکر سلامتی خود و دیگران را نمی کند. فردی کنار دستی من (که معتاد نشان می داد) در حالی که طمانینه خاصی در رفتارش بود و به بیرون خیره شده بود (مثل اینکه می خواهد جمله ی مهمی بگوید) لب به سخن گشود و گفت: ماشین مال خودش نیست. او جوری این جمله را ادا کرد که از عمق قضیه با خبر است و مطمئن است که دلیل رفتار راننده جوان همین است. همه افراد برای اینکه سئوالات کمی در زندگی برایشان پیش بیاید به دنبال حل مسائل اطراف با جوابهای کلی و قطعی می گردند. آنها طوری به سئوالات پیرامون پاسخ می دهند که مبادا سئوال جدیدی برایشان پیش آید. جواب آدمها معمولا به سئوالات، قطعی است. مزایای جواب قطعی و صد در صد برای این افراد این است که ذهنشان زیاد درگیر نمی شود. می توانند به همه سئوالات پاسخ دهند. می توانند با همه تیپ افرادی بحث کنند. می توانند در همه مسائل جامعه اظهار نظر کنند. می توانند جای هیچ شک و شبهه ای را در ذهن مخاطب خود بوجود نیاورند و خلاصه اینکه از جواب های خود احساس رضایت و آرامش دارند.

همه این مسائل باعث می شود انسانها به دنبال جواب قطعی و مطلق برای خود بگردند.