چرا ترافیکِ ماشینا بوق می زنن؟
روی صندلی عقب تاکسی یک خانم با بچه اش نشسته بود، وقتی آن بچه کنجکاوی ام را برانگیخت و سر خود را به عقب برگرداندم تا کودک را ببینم؛ پسر بچه ای بود 5-4 ساله و بسیار زیبا؛ موهای بور و فر، صورت گرد با چشم هایی سبز، مادرش زیاد زیبا نبود (هیچ جای چهره کودک به مادر نرفته بود) شاید کودک به پدرش رفته بود، شاید به او هم نرفته بود... ؛ بچه هی سوال می پرسید و مادرش هم هی جواب های سر بالا می داد! اما سوالی که باعث شد تا من که کنار راننده (روی صندلی جلو) نشسته بودم، برگردم و به کودک لبخند بزنم این بود: کودک از مادرش پرسید: چرا ترافیکِ ماشینا بوق می زنن؟؟ نمی توانستم بفهمم این یک سوال بود یا دو سوال؟ آیا از نظر آن کودک علت ترافیک و بوق زدن ماشین ها یک چیز بود؟ به نظر من سوالش جواب راحتي نداشت. راستي چندتا پدر و مادر را ديده ايد كه با صبر و حوصله به سوالات بچه هاي خود جواب بدهند؟! فكر مي كنم جواب سوالات فلسفي كودكان نقش مهمي در شكل گيري انديشه ي آنها در مورد خدا، آخرت، مرگ، جنسيت، زندگي و... دارد.
يادم مي آيد بچه كه بودم، وقتي با شك و ترديد از پسر خاله ام كه از من بزرگ تر بود پرسيدم : بچه از كجاي زن بيرون مي آد؟ و پسر خاله ام اين سوال را در جمع خاله هايم از زبان من مطرح كرد، از خجالت مي خواستم آب بشم!!!
شما چند تا سوال داشتيد كه هيچ كس به آنها جوابي نداده است؟؟
