راه رفتن
تا حالا به راه رفتن آدمها نگاه (دقت) کردهاید؟ به نظر من طرز راه رفتن آدمها مثل اثر انگشت آنها و شاید مثل بسیاری از حرکات بدنی آنها منحصر به فرد است. من وقتی دوستان و آشنایانم از دور میآیند و یا میروند و چهره آنها قابل تشخیص نیست، آنها را از روی طرز راه رفتنشان به جا میآورم. در فیلم «وقتی پدر داشت کاسبی میکرد» ساخته اِمیر کاستاریکا در جایی یکی از شخصیتهای فیلم میگوید: «... از روی راه رفتن یک آدم میشود تشخیص داد که چقدر آن فرد باهوش است...» این گفته میتواند درست باشد. گرچه این نظر با تجربه بدست آمده است ولی قابل بررسی است. شاید راه رفتن آدمها به هوششان ربط داشته باشد. در فیلم «هامون» ساخته داریوش مهرجویی در جایی آقای وکیل ( با بازی عزت الله انتظامی) به هامون میگوید: «... نفله؛ تو راه نمیتونی بری، میخوای بچه نگه داری؟!...» این هم ربط راه رفتن با مدیریت و گذران زندگی و امرار معاش! هر کس با سبک و سیاق خودش راه میرود، در این بین گونهای از راه رفتنها به تیپ و سمبل بعضی از اشخاص و گروهها و قشرها تبدیل میشود. مثلا میگویند فلانی مثل معتادها راه میرود. یعنی معتادها به گونهای راه میروند که این راه رفتنشان آنها را از بقیه آدمهایی که راه میروند متمایز میکند. و یا میگویند فلانی عصا قورت داده و عین نظامیها راه میرود... و قس علی هذا...