مهریه و بازتولید نگاه کالایی به زن
خانمها و کسانی که برابری حقوقی و قانونی زن و مرد برایشان مهم است، وقتی میخواهند به نوعی به این برابری قانونی کمک کنند از شروط ضمن عقد صحبت میکنند و به خانمها توصیه میکنند که شرط تحصیل، شرط اشتغال، شرط زوجه در صدور جواز خروج از کشور، شرط تقسیم اموال موجود میان زن و شوهر پس از جدایی، شرط وکالت مطلق زوجه در طلاق و شروطی از این دست را در هنگام عقد در سند ازدواج بیاورند. اما هیچ کس به مهریه و فلسفه آن توجه نمیکند! این حقوق از فقه ما میآید و با نگاه ابزاری و وسیلهای به زن نگاشته شده است. این حقوق با دید ابزاری به زن (زن به عنوان وسیلهای برای ارضا غریزه جنسی مرد) بسیار ظریف و کامل نوشته شده است. با این نگاه و در این حقوق مهریه را در مقابل بُضع (بضاعت) در نظر میگیرند. یعنی مرد باید به میزان منفعت و بهره جنسی مهریه بپردازد. هر چه بهره جنسی بیشتر، مهریه هم بیشتر. در این دیدگاه وقتی صحبت از تمکین زن میشود، تمکین خاص و عام داریم که تمکین خاص همان خدمات همخوابگی است (تمکین در مقابل خواستههای جنسی مرد) و تمکین عام خدماتی مثل همراهی کردن، بیرون رفتن با مرد و شاید احترام گذاشتن و... است. این دیدگاه حقوق و قوانینی را به همراه میآورد. مرد در حقیقت با پرداخت مهریه زن را میخرد. زن حکم کالا را دارد. حال که زن کالای مرد است پس حق طلاق هم با مرد است. اما مرد در حین زندگی با زن باید به او نفقه بپردازد و در هنگام طلاق علاوه بر نفقه ایام عده ( مخارج زن در سه ماه و ده روز بعد از طلاق) باید اجرت المثل ایام زناشویی را هم بپردازد، یعنی زن بابت کار کردن در منزل مرد میتواند اجرت (پول) دریافت کند. حتا اگر زن بخواهد مرد باید پول شیر دادن زن به فرزندش (فرزند مرد) را هم بپردازد. پس مهریه هزینهای است که مرد بابت خرید زن میپردازد و حقوق زن (تحصیل، اشتغال، خروج از کشور و ...) هم در اختیار مرد است که اگر دوست داشت آنها را به زن بر میگرداند و اگر دوست نداشت که هیچ. پس همه چیز مشخص است. زن با دریافت مهریه جزو اموال مرد است ولی در عوض میتواند نفقه و اجرت المثل ایام زناشویی را دریافت کند. در دیدگاهی که زن وسیله و ابزار است این حقوق کاملا عادلانه و متوازن است. حال اگر قرار باشد مرد حق طلاق، تحصیل و ... را به زن بدهد این توازن با توجه به پرداخت مهریه مرد به زن، به هم میخورد. گرفتن این حقوق زمانی معنا پیدا میکند که مهریهای در کار نباشد و وجود آن زیر سوال رود. مهریه؛ همان چیزی که زنان و فعالان حقوق زن به آن توجه ندارند. زنان میخواهند علاوه بر اینکه این دیدگاه کالایی نسبت به زن را از بین ببرند، مهریه را هم به عنوان پشتوانه مالی زندگی دریافت کنند. غافل از اینکه چیزی که باعث مشروعیت این نوع نگاه است همین مهریه است. و باز غافل از اینکه مهریه در حال حاضر جزو قوانین حقوقی و مدنی در مقابل قوانین جزایی و کیفری است. یعنی در صورت پرداخت نشدن آن حد، حبس، شلاق، اعدام، جریمه و... اجرا نمیشود. روند این جریان را برایتان تعریف میکنم: مرد از دادن مهریه سر باز میزند. زن شکایت میکند. پس از کش و قوس فراوان مرد را بازداشت میکنند. مرد میگویید من اگر صد سال هم اینجا باشم چیزی برای پرداخت ندارم (چون هیچ یک از مال و اموالش به نام خودش نیست). مرد آزاد میشود. زن فقط میتواند شانس بیاورد و مرد کارمند جایی باشد و هر ماه یک ششم و یا یک پنجم حقوق آن را با رای دادگاه دریافت کند. همه این روند در شرایطی طی میشود که بین هر جلسه دادگاه با جلسه دیگر 120-80 روز فاصله وجود دارد. که در همین فاصلههای طاقتفرسا بسیاری از زنان عطای مهریه را به لقایش میبخشند... حال در شرایطی که همه چیز به نفع مردان است، اصرار به ثبت و دریافت مهریه بالا و بازتولید نگاه ابزاری زن توسط خود آنها، آنها را از دریافت حقوق عادیشان دور میکند. دریافت نکردن مهریه توازن دیدگاه و حقوق سنتی را به هم میزند. تلاش برای ایجاد تعادل در این زمینه یعنی رسیدن زنان به گوشهای از حقوق خود.