مذهب مکانی و زمانی

 

1. در فیلم «رم شهر بی­دفاع» اثر روبرتو روسولینی، در جایی از فیلم کشیش فیلم برای انجام کاری به یک مغازه می­رود. در آنجا کنار مجسمه حضرت مسیح و یک زن برهنه در انتظار مردی می­ایستد. کشیش متوجه می­شود که مجسمه حضرت مسیح در حال نگاه کردن به زن برهنه است. کشیش مجسمه زن برهنه را می­چرخاند تا نگاه مسیح به طرف زن نباشد. وقتی مجسمه زن را می­گرداند می­بیند که پشت زن هم برهنه است و حالا پشت برهنه مجسمه زن به طرف مسیح است! کشیش این بار دیگر مجسمه مسیح را می­چرخاند و خیالش راحت می­شود.

 

2. در سریال «دایی جان ناپلئون» به کارگردانی ناصر تقوایی بعد از اینکه رابطه دایی جان ناپلئون و شوهر خواهرش شکرآب می­شود، شبی که از خانه دایی جان سر و صدا بلند می­شود. شوهر خواهر به آنجا می­رود و متوجه می­شود که دایی جان (که همیشه از دلاوری­هایش در جنگ کازرون و ممسنی می­گفت) از ترس دزد زیر میز قایم شده است. شوهر خواهر تصمیم می­گیرد تا مهمانی­ای ترتیب دهد و در آن مهمانی برای انتقام گرفتن از دایی جان با نقل ماجرای دزدی و ترسیدن دایی جان، آبروی او را ببرد! دایی جان که از نقشه او آگاه می­شود تصمیم می­گیرد بدون مناسبت در گوشه دیگر باغ مراسم عزاداری حضرت مسلم را (با این عنوان که امروز روز شهادت مسلم است) بر پا کند. البته در فیلم به ناآگاهی عوام و آمادگی آنها برای سوء استفاده سودجویان از اعتقادات مذهبی­یشان هم اشاره می­شود، زمانی که خواهر دایی جان در حال خواهش و تمنا از شوهرش است که خوبیت ندارد این طرف باغ مجلس عزاداری باشد و آن طرف مجلس رقص و آواز می­گوید قوربون سر بریده مسلم بشم من. شوهرش هم می­گوید شما هنوز نمی­دونید که مسلم را از بالای بوم پایین انداختند نه اینکه سرش را بریدند. خلاصه مجلس شادی شوهر خواهر دایی جان به خاطر مجلس روضه دایی جان تعطیل می­شود. با اعتقادات دینی مردم درافتادن هزینه زیادی دارد که شوهر خواهر حاضر به پرداخت هزینه و سوختن نیست. شوهر خواهر در مجلس عزاداری بدون توجه به تذکرات آخوند مجلس مبنی بر شلوغ نکردن سعی می­کند به نحوی ماجرای دزدی و قایم شدن دایی جان در زیر میز را برای حضار تعریف کند اما موفق نمی­شود... دایی جان که اوضاع را خراب می­بیند قبل از اینکه سخنان آخوند بر بالای منبر تمام شود برمی­خیزد و بلند بلند شروع به خواندن نوحه برای سینه زنی می­کند و حاضران آماده را ترغیب به سینه زنی می­کند: ای عزیز فاطمه... صدای شوهر خواهر در لابه­لای صدای سینه زنان گم و خفه می­شود...

 

3. مذهب اگر گاهی (در جا و مکان و دوره­ای) در مقابل بعضی مسائل بشری و انسانی (شادی و جشن، پوشش انسان­ها، حقوق...) سر خود را می­گرداند و به روی خودش نمی­آورد؛ گاهی نیز نه تنها سر خود را نمی­چرخاند بلکه  با خشم و چشم در چشم امور بشری، انسان را مجاب به خم کردن سرش می­کند. معمولا این بیچاره مذهب است که سرش را می­چرخاند ولی سر بانیان مذهب هرگز نمی­گردد! کسی که دست آخر عرصه را به نفع مسائل انسانی خالی می­کند کسی جز مذهب نیست. مثلا فردا (فرداها) همین مسئله حجاب در کشور ما از مسئله بودن ساقط خواهد شد و جبر اختیار خواهد افتاد. ولی این موضوع امروز نیست چون امروز هنوز دیروز است.