عجب دوره و زمونه­ای

 

عامه مردم همیشه در صحبت­ها و درد دل­هایشان از بدی ایام و زمانه شاکی و گله­مندند: این چه وضعیه؟ هیچ کس امنیت نداره! کسی به کسی احترام نمیزاره! حقت را نمی­تونی بگیری! به شکایتت رسیدگی نمی­کنن! همه میخوان سر هم رو کلاه بذارن! عجب دوره و زمونه­ای شده! مردم دیگه دین و ایمون ندارن! خدا کارمان را به خودمان وا گذاشته! مملکت هرکی هرکی شده! این همه جنایت و خیانت و دزدی! اینم از وضع اقتصادی....

حالا اگر یکی پیدا شود و کمی پشت این قضایا را روشن کند و از علت و دلیل این وقایع بگوید (از آن جاهایی که عامه مردم به ذهنشان نمی­رسد و از همان جاها ضربه می­خورند) از وقایع و امور و مسائلی بگوید که می­تواند سبب همین گرفتاری روزمره عامه مردم باشد، همین مردم دشمن آن فرد می­شوند و نمی­خواهند سر به تنش باشد. با هزار فحش و بد و بیراه او را از خودشان می­رانند. کسی که چرایی بدبختیشان را به آنها نشان می­دهد به عامل بیچارگی­یشان در می­آید.