بیچاره مخمل
دیشب مخمل به من زنگ زد.... مخمل دیگه.... مخمل خونه مادربزرگه.... از زندان اوین زنگ میزد. یک دقیقه بیشتر نذاشتند حرف بزنیم. میگفت من رو به جرم همکاری با انقلاب مخملی بازداشت کردند (مثل اینکه تفهیم اتهام شده بود). میگفت اینا بیشتر اطلاعاتشون راجع به انقلاب مخملی، انقلاب پشمکی، حرکتهای ایذایی و زیگزاگی، دافهای ماتیکی و چیزهایی از این قبیل رو از حسیـن شریـعتمداری میگیرند...
بیچاره مخمل... بیچاره مادر بزرگه....
+ نوشته شده در چهارم مرداد ۱۳۸۸ ساعت توسط محمد جواد علیزاده
|