بارک الله
سعید شریعتی در کنفرانس خبری بعد از دادگاه امروز جملاتی قریب به این مضمون (تو این مایهها) گفت: وقتی آقای حجاریان که خیلی مهمتر از ما هستند اینجوری میگویند (اعتراف میکنند)، ما که...
یک روز جناب شیر به اتفاق گرگ و شغال به شکار میروند. بعد از اینکه حیوانی را شکار میکنند، شیر لاشه را جلو شغال میگذارد و میگوید تو تقسیم کن. شغال میگوید: من که دندون درست و حسابی ندارم اگه ممکنه من گوشتها را بخورم و شما دیگر اجزای شکار را. شیر عصبانی میشود و چند ضربه توی سر شغال میزند و او را به کناری پرت میکند. شیر اینبار لاشه را جلو گرگ میگذارد و میگوید تو تقسیم کن. گرگ میگوید: ما که چیزی نمیخواهیم شما شکار را بخورید اگر چیزی ماند قسمت ماست. شیر میگوید: بارک الله! این عدالت را از کجا یاد گرفتی؟ گرگ میگوید: از شغال!