قضاوتهاي تحقير كننده
چندی پیش وقتی تلویزیون را روشن کردم کانال چهار در حال پخش مستندی در مورد زندگی یک خانم معلول (از ناحیه پا) بود. خانم معلول که میلنگید مجسمههای چوبی بسیار زیبایی درست میکرد و از راه فروش آنها امرار معاش میکرد. در قسمتی از فیلم آن خانم خاطره جالبی را نقل کرد. می گفت: «یک روز به اتفاق یکی از دوستانم در حال پیادهروی بودیم که یکی به ما نزدیک شد و آدرس پرسید، فردی که آدرس میپرسید اصلاً به من نگاه نکرد، دوستم كه با محله ما آشنا نبود نگاهي به من انداخت؛ منظورش اين بود كه آدرس كجاست؟ شخص درخواست كننده آدرس باز هم به من نگاه نكرد. آن خانم ادامه داد: من مال همان محله بودم و آدرس را بلد بودم ولي آن شخص حتي يك نگاه هم به من نكرد فقط به خاطر معلوليت پايم! من هم كه آدرس را بلد بودم به او نگفتم.» خلاصه اينكه آن خانم از اين گونه رفتار مردم گله داشت كه بعضيها فكر ميكنند شخص معلول خيلي چيزها از بقيه كم دارد، اين تفكر آنقدر تأثير گذاشته بود كه يك فرد فكر ميكرده محال است يك خانم معلول آدرس بلد باشد كه حاضر نشده حتي به او توجه كند. فيلم زندگي او به خوبي نشان ميداد كه آن خانم با پايي معلول بسيار بيشتر از آدمهاي سالم فعاليت ميكرد و مفيد بود. او آثار چوبياي خلق ميكرد كه آدمهاي دست و پا دار و سالم (از نظر جسمي) قادر به خلق و در موارد بسياري درك هنر او نبودند. دست كم گرفتن تواناييها و شايستگيهاي آن خانم از طرف جامعه در تلاش و پيگيري روزانه او نقش منفي نگذاشته بود اما خاطره بيتوجهيها و قضاوتهاي نادرست قطعاً در خاطر او باقي مانده بود. افراد بر اساس حواس پنجگانه خود دست به قضاوت در مورد ديگر افراد ميزنند. عدهاي را بالاتر از آنچه ميبينند كه هستند و عدهاي را كوچكتر از آنچه هستند. با همين قضاوتها عدهاي را پايين ميكشند و عدهاي را بالا ميبرد. قضاوتهايي كه گاهي آدمها را تحقير ميكند.