کاریکلماتور

·         پست­چی عاشق نامه­های عاشقانه را زودتر به مقصد می­رساند.

·         گاهی اوقات شنیدن آواز دهل از دور هم آزار دهنده است.

·         سر میکروفن از حرف­های صد من یک غاز (قاز) او به درد آمد و سوت کشید.

·         با همان لهجه شیرینش رکیک­ترین فحش­ها را نثار طرف کرد.

·         کرم توی خیار به ریش خریدار خیار می­خندد.

·         از بس مردم­دار بود که دارایی مردم را بالا کشید.

·         آبروی رود رفتن است.